بیانیّهی
کانون صنفی معلّمان همدان بهمناسبت روز
معلّم ( 12 اُردیبهشت 1392 )
به نام خداوند جان و خرد
هفتهی بزرگداشت مقام معلّم را بر همهی فرهنگیان عزیز، بهویژه
معلّمانی که علیرغم تمامی
بیمهریهای مسؤولان آموزش و پرورش از امر خطیر تعلیم و تربیت دریغ نورزیده و تمامی
مساعی خویش را صادقانه در راه آموزش و پرورش آیندهسازان این مرز و بوم بهکار
گرفتهاند، تبریک میگوییم.
فرهنگیان عزیز!
پُر واضح است که بیتوجّهی مسؤولان به آموزش و پرورش و علیالخصوص محور اصلیِ آن؛ یعنی معلّم، چه زیانها و
لطماتی را متوجّه اساس فرهنگ جامعه نموده است. در حقیقت، کیفیّت هر نظام آموزشی به
کیفیّت معلّمان آن وابسته است و هیچ کشوری نمیتواند از سطح معلّمانش فراتر رود.
در مملکتی که دغدغهی اصلی معلّمانِ آن تأمین معیشت باشد و ایشان برای رهایی از
این دغدغه به شغلهای دوّم و
سوّم روی بیاورند، مسؤولان، چگونه انتظار دارند که برنامهریزیهای آنان
بهخصوص در حوزهی فرهنگ و تعلیم و تربیت بهثمر بنشیند.
هرچند پاسخگو نبودن در قبال مسایل و مصایبی که برای مردم ایجاد میشود در کشور به رویّهای معمول تبدیل شده است و در این میان نوع پاسخگویی وزیر محترم آموزش و پرورش شهرهی خاص و عام است و نمایندگان مجلس نیز نیک با این ادبیّات آشنایی کامل دارند
ولی این امر، هیچگاه سؤالهایی که اشاره به دردهای اساسی حوزهی تعلیم و تربیت دارد را به باد فراموشی نخواهد سپرد؛
فرهنگیان میپرسند:
1- با کدام مجوّز قانونی، فعّالیّت
تشکّلهای صنفی معلّمان سراسر کشور ممنوع
گردیده و با چه دلیل عقلانی، این حقّ قانونی از آنها سلب شده است؟ آیا بهتر نیست فضای نقد که موجب رفع نواقص و معایب و بهبود
وضعیّت موجود در آموزش و پرورش میشود برای معلّمان فراهم گردد؟
2- معلّمانِ در بند، چه جرمی
مرتکب شدهاند که چندین سال است در حبس بهسر میبرند؟ آیا
قطع حقوق و باطل نمودن دفترچههای درمانی
اعضای خانوادهی ایشان،
اقدامی بشر دوستانه است؟ همچنین، بازداشتهای اخیر معلّمان منتقد که برای دیدار یکی از شخصیّتهای مملکتی عازم بودند، با استناد به کدام قانون انجام شده
است؟ اینگونه بازداشتها و برخوردهای امنیّتی با بازداشتشدگان، موجب نگرانی و آزردگی خاطر فرهنگیان در سراسر کشور
گردیده است.
3- آیا افزایش حقوق معلّمان،
متناسب با نرخ تورّم صورت گرفته است؟
طبق قانون؛ دولت موظّف است حقوق
کارکنان خود را مطابق با نرخ تورّم تنظیم نماید.
با توجّه به اعلام مراجع دولتی
مبنی بر تورّم 5/31 درصدی در سال 1391 ( تورّم واقعی خیلی بیشتر از این رقم میباشد ) و اذعان یکی از مسؤولان کشوری مبنی بر اُفت شدید
ارزش پول ایران و بیان این که 1000 تومان امروز به اندازهی 300 تومان سال گذشته است، چرا نمایندگان محترم مجلس شورای
اسلامی، به وظیفهی نظارتی
خود مبنی بر جلوگیری از تخلّف آشکار دولت از اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری (
نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان) عمل نمیکنند؟
از طرف دیگر وجود تبعیضهای فاحش بین حقوق دریافتی فرهنگیان و کارکنان سایر دستگاههای اداری، بهدور از عدالت است. آیا بهنظر
مسؤولان، اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری به طرز فعلی، توانسته است تبعیض موجود در
وضعیّت معیشتی بین کارکنان دولت را برطرف نماید؟ آیا پرداخت مبالغ خارج از فیش
حقوقی، همچنان در بین کارکنان برخی سازمانهای دولتی، ساری و جاری نیست؟ همچنین پرداخت حقّ جذب هیأت اُمنا، حق مسکن و
... به سایر کارکنان و عدم پرداخت آن به فرهنگیان بر طبق کدام قانون است؟
اگر هدف مسؤولان کشور تجلیل از
مقام معلّم است؛ بیشک تمکین
به حقوق انسانی معلّم، بالاترین تجلیل از ایشان بوده و برگزاری مناسبتهای دولتی به سبک رایج، بهمنظور تجلیل از مقام معلّم، بیشتر به یک طنز شباهت دارد.
4- با توجّه به استخدام تعدادی از
افراد خانواده و منتسبین به مسؤولان وزارتی و استانی آموزش و پرورش، شائبهی وجود رابطه در استخدام این افراد را در سطح جامعه فراهم
کرده است. آیا مسؤولان امر، حاضر به پاسخگویی در این خصوص هستند؟
5- استناد به آمارها و درصد قبولیها که همه میدانند با چه تمهیداتی فراهم میشود، آیا بیانگر واقعیّت موجودِ آموزش و
پرورش است؟
6- تعطیلی مدارس در روزهای پنجشنبه و متعاقب آن افزایش ساعات درسی سایر روزها، بر اساس کدام
کار کارشناسی صورت گرفته است؟
7- آیا آموزش یکماههی معلّمان
ابتدایی توانسته است مهارتهای لازم
جهت تدریس در پایهی ششم را
فراهم کند؟
8- آیا میدانید هزینهی حقّ بیمهی ماهانه و سالانهی بیمهی طلایی چه مبلغی است و شرکت بیمهگر در ازای
دریافت این مبالغِ قابلتوجّه،
چه خدماتی را ارایه داده یا میدهد؟ آیا با این شرایط مبهم، خود مسؤولان، حاضر به عضویّت در
اینگونه بیمهها هستند؟
وزیر محترم آموزش و پرورش بهطور مکرّر اجرای بیمهی طلایی را از افتخارات دورهی وزارت
خود اعلام نمودهاند.
بهتر است ایشان بدانند؛ این بیمهشدگان در
مراجعه به مراکز درمانی، پزشکان متخصّص، آزمایشگاهها، داروخانهها و ...
یا جواب رد میشنوند یا
در صورت پذیرش، خدماتی در سطح پایین به ایشان ارایه میشود!
50 درصدِ مبلغ بیمه را که
وزارتخانه متعهّد شده است بهعنوان
سهم دولت به بیمهشدگان
بپردازد در سال اوّل و دوّم اجرای بیمهی طلایی، پرداخت شد ولی در سال 1391 بدون اعلام قبلی قطع گردید!
حقّ بیمه در سال 1389 دوازده هزار
تومان، در سال 1390 هفده هزار و پانصد تومان و در سال 1392 بدون اعلام مبلغ حقّ
بیمه از فرهنگیان خواسته شده در صورت تمایل مجدّداً فرم مرتبط را تکمیل نمایند!
برخی از مسؤولان، مبلغ احتمالی را
حدّاقل 25000 تومان اعلام کردهاند که
در صورت عدم پرداخت سهم دولت بههیچوجه چنین بیمهای برای فرهنگیان مقرون بهصرفه
نخواهد بود.
با توجّه به جمعیّت فرهنگیان عزیز
و با یک حساب سرانگشتی مشخّص میشود که
شرکت بیمهگر، سالیانه چند صد میلیارد تومان
حقّ بیمه از فرهنگیان دریافت میکند. بهنظر شما، آیا تناسبی بین مبلغ دریافتی و خدمات ارایه شده
وجود دارد؟
با این اوصاف، فرهنگیان میگویند: از طلا بودن پشیمان گشتهایم ...
جناب آقای وزیر!
روزگاری در خانهی ملّت، خود را مدافع حقوق فرهنگیان دانسته و با ذکر سوگند
به اسماء جلاله ( وا... باا... و تاا... ) اعلام کردید: « ما نمایندگان مجلس اگر بخواهیم میتوانیم وضعیّت معیشت معلّمان را اصلاح کنیم. » یا در جمع
فرهنگیان با کنار هم قرار دادن فیش حقوقی کارمندان شرکت گاز و فیش حقوقی معلّمان، بهطور مستند تبعیض را نشان دادید. و یا در جلسهای در مجلس شورای اسلامی، به نمایندگان فرهنگیان معترض گفتید:
« چندبار، جلوی مجلس آمدید؛ یکبار هم
برای نشان دادن اعتراضِ خود، مقابل وزارتخانهی آموزش و پرورش بروید. »
حال که چند سالیست بر مسند وزارت نشستهاید، چه قدم مؤثّری برای رفع تبعیض و احقاق حقوق پایمال شدهی فرهنگیان برداشتهاید؟
اتّفاقاتی چون سوختن دانشآموزان دختر در آذربایجان، کشته شدن دانشآموزان در اردوی راهیان نور و ... از جمله حوادثی است که ممکن
است در دورهی وزارت هر وزیری اتّفاق بیفتد
ولی پاسخهای غیرمنطقی شما، بیانگر نگاهتان به این قبیل مسایل است.
جناب آقای حاجیبابایی!
جوابهای شما در پاسخ به بسیاری از مسایل در حوزهی آموزش و پرورش بههیچوجه مورد پذیرش جامعهی فرهنگیان نمیباشد.
البته برخی از جوابهای شما
در مجلس شورای اسلامی، مصاحبه با خبرنگاران، مصاحبه در برنامهی نگاه 1 صدا و سیما و ... نشان داد که شما در برخورد
با مسایل آموزش و پرورش مسؤولانه برخورد نمیکنید. بدیهیست نقد
عملکرد جنابعالی در این مختصر نمیگنجد و ما حقّ خود میدانیم در فرصت مقتضی در این خصوص به تنویر افکار عمومی فرهنگیان بپردازیم. کانون
معلّمان همدان – 12 اُردیبهشت 1392
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14:26 توسط گروه نویسندگان
|